محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

481

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

برده‌دارى امكان‌پذير شد ، انسانها برده‌دارى را از اساس لغو كردند و اسلام بدون ترديد ، آن را پذيرفته ، مبارك شمرد . « 1 » ( رضينا عن اللّه قضائه و سلّمنا للّه أمره ) هركس خالصانه خداى يگانه را بپرستد و در گفتار و رفتار به او ايمان داشته باشد ، در سختى و آسانى به او تكيه كرده و گمان بد به وى نمىكند . ( أتراني أكذب على رسول اللّه و اللّه لأنا أوّل من صدّقه و لا أكون أوّل من كذّب عليه ) دروغ‌گويى غالبا ناشى از يكى از اين دو عامل است : ترس و طمع . امام عليه السّلام تنها از خدا مىترسد و تنها به كسب رضايت خداوند طمع دارد . پس چگونه ممكن است كه از راه دروغ بستن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به خدا نزديك شود . او نخستين كسى است كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ايمان آورد و بيش از هركس ديگرى تسليم فرمانش بود و خود در خطبه ديگرى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده است : « هركس عامدانه بر من دروغ ببندد ، جايگاه خويش را در آتش مهيا كرده است . » « 2 » و در همان خطبه ، خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىافزايد : « خداوند تو را از حال منافقان آگاه ساخت و اوصافشان را براى تو بيان كرد . آنان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز ماندند و به پيشوايان به گمراهى و دعوت‌كنندگان به آتش نزديك شده ، راه ستم و بهتان در پيش گرفتند . » « 3 » و نيز : « ايمان ، آن است كه راستى را بر دروغ ترجيح دهى ؛ هرچند راستى به زيان تو و دروغ به سودت باشد ، و بيش از عمل ، سخن نگويى و در ياد كرد

--> ( 1 ) . نك : تذكرة الفقهاء : 5 / 255 ؛ المجموع فى شرح المهذب : 6 / 200 ؛ احكام القرآن : ابن عربى : 2 / 967 . ( 2 ) . « من كذب عليّ متعمّدا فليتبوّأ مقعده من النّار » نهج‌البلاغه ، نامه 210 . ( 3 ) . « و قد أخبرك اللّه عن المنافقين بما أخبرك و وصفهم بما وصفهم به لك ثمّ بقوا بعده فتقرّبوا إلى أئمّة الضّلالة و الدّعاة إلى النّار بالزّور و البهتان » نهج‌البلاغه : نامه 210 .